سیستم اندازهگیری نزدیک-بیت در گزارشگیری نفت-در حالی که ابزارهای حفاری از دو جزء تشکیل شده است: زیر-بیت اندازهگیری نزدیک و زیر گیرنده نزدیک- بیت، که از طریق یک سیستم انتقال بیسیم ارتباط برقرار میکنند. روش های انتقال اولیه شامل انتقال پالس گل، انتقال امواج الکترومغناطیسی و انتقال موج صوتی است.
زیر-بیت اندازه گیری نزدیک به مته متصل است و عمدتاً شامل حسگرها، یک آنتن فرستنده، یک مدار کنترل و یک بسته باتری است. مدار کنترل دادههای حفرهای مانند پارامترهای زمینشناسی و مهندسی را دریافت میکند، دادهها را پردازش میکند و سیگنالهایی را به آنتن فرستنده ارسال میکند که سیگنالها را به شکل امواج الکترومغناطیسی به آنتن گیرنده ساطع میکند.
فرعی دریافت نزدیک{0}بیت که در بالای مته پیچ قرار دارد، عمدتاً از یک آنتن گیرنده، یک مدار کنترل، یک مدار منبع تغذیه و یک ماژول حافظه تشکیل شده است. وظیفه دریافت سیگنال های ارسال شده توسط آنتن فرستنده و سپس پردازش و ذخیره سیگنال ها را بر عهده دارد. در سیستم geosteering نزدیک-بیتی، زیر گیرنده همچنین میتواند با سیستم MWD (Measurement while Drilling) ارتباط برقرار کند تا دادهها را از طریق MWD به سطح منتقل کند.
فناوری انتقال پالس گل در حال حاضر روشی است که به طور گسترده در انتقال داده در حفاری حفاری استفاده می شود و حداکثر سرعت انتقال آن تنها 4 تا 10 بیت بر ثانیه است. تقاضا برای{3}}انتقال داده در زمان واقعی را تا حد معینی برآورده می کند.
انتقال بی سیم الکترومغناطیسی نیازی به سیال حفاری به عنوان حامل سیگنال ندارد و سازگاری بهتری با حفاری نامتعادل دارد. با این حال، به دلیل جذب سیگنال توسط رسانه های سازند، عمق کاربرد آن در حفاری نفت بسیار محدود است، معمولاً از 3000 متر تجاوز نمی کند.
چه با استفاده از انتقال پالس گل، انتقال آکوستیک یا انتقال الکترومغناطیسی، نرخ داده های تله متری بسیار پایین همیشه یک مشکل دشوار بوده است که به طور جدی پیشرفت حفاری را کاهش می دهد و هزینه های عملیاتی را افزایش می دهد. بنابراین، بهبود در این زمینه ضروری است.
اطلاعات صوتی که نیاز به پردازش زمان واقعی دارند، از طریق پالسهای گل به سطح میرسند، در حالی که تعداد زیادی از نتایج پردازش و دادههای شکل موج خام به طور موقت در حافظه با کارایی بالا ذخیره میشوند. این امر بار انتقال را کاهش می دهد و تمام داده های خام را در حین حفاری تا حد زیادی حفظ می کند.
روش دیگر اتخاذ روش ذخیرهسازی حفرهای است: اطلاعات آکوستیک برای پردازش{0}زمان واقعی از طریق پالسهای گل از راه دور به سطح میرسد، در حالی که نتایج پردازش شده عظیم و دادههای شکل موج خام به طور موقت در حافظه با دمای بالا ذخیره میشوند و دادهها پس از خروج بازیابی میشوند. این امر حجم انتقال داده ها را کاهش می دهد و حفظ تمام داده های اصلی را در حین حفاری به حداکثر می رساند.
مزیت آن هزینه کم و ذخیره سازی داده قابل اعتماد است. نقطه ضعف آن این است که نمیتوان{1}}دادههای زمان واقعی را در سطح برای هدایت حفاری به دست آورد.
برای لاگ کردن-در حالی که-برنامههای حفاری با حجم دادههای بزرگ، مانند گزارشگیری-در حین-تصویربرداری حفاری، معمولاً ترکیبی از-انتقال زمان واقعی و ذخیرهسازی پایینچاله استفاده میشود:-انتقال زمان واقعی برای فواصل بحرانی و ذخیرهسازی پایین چاه برای بازههای دیگر.
این حافظهها برای لاگینگ-در حین-حفاری باید مقاومت بالایی در برابر حرارت- داشته باشند. آنها باید نوشتن داده را در دمای بالای 175 درجه یا حتی بالای 200 درجه فعال کنند و یکپارچگی داده را برای مدت طولانی در محیطهای{6}در دمای بالا حفظ کنند.
